آتشفشان فعال در ایران کدامند؟

« عالمی را پرسیدند : چگونه رسیدی بدین منزلت در علوم ؟ بدین ترتیب کتاب تاریخ بدخشان توسط دو میرزا به خط شکست نستعلیق نوشته شده و اکنون در کتابخانه آثار خطی عتیقه در انستیتوت شرق شناسی شهر سنت پیترزبورگ قرار دارد.درین کتاب نشان داده میشود که بدخشان پیش از تهاجم واستیلای قبایل افغان به این سرزمین کشور آزادومستقل بوده است. دراین کتاب تاریخی معلومات مهمی در باره مذاهب بدخشان بازتاب یافته است.اهل سنت دربدخشان حسب معمول در وادی های هموار وحاصل خیز و اهل تشیع و پیروان مذهب اسماعیلیه در مناطق کوهی سکونت داشتند.چون امیران کشور بدخشان همه اهل سنت بودند ،بنابرآن از روی تعصب پیروان سایر مذاهب رابه مناطق دوردست میراندند.

در باره اشکال زمینداری فیودالی اطلاعاتی وجود ندارد.درتاریخ بدخشان تنها از زمین های « جاگیری» و اوقاف نام برده شده ،مگر این موضوع ونظم زمینداری واستفاده از زمین در دیگر منابع مربوط به تاریخ و فرهنگ بدخشان بصورت مفصل شرح یافته است. ترکیب قومی بدخشان چنان است که اکثریت مردم آن تاجیک بوده وبه زمینداری و زراعت اشتغال دارند.گروه اتنیکی اوزبیک نیز دربدخشان وجود دارند که اساسا مردمان کوچی ومالدار بوده وبه زمینداری نیز سروکار دارند.قوم اوزبیک بیشترشان به قبیله قطغنی،قارلیغ،بورکیاوایتمات تعلق داشتند.درمناطق کوهستانی بدخشان شمالی گروه های نژادی ایرانی زبان چون وخی ها،اشکاشمی ها روشانی ها،شغنانی ها وغیره حیات بسرمیبرند.هزاره ها ،بلوچ ها ،قلماق ها وکاشغری ها نیز در قلمروی امرای بدخشان سکونت داشتند.کاشغری ها عمدتا در فیض آباد ونواحی آن مسکن گزین بودند.دراین جا ازافغان ها نام برده نشده( که تعداد آنها در ابتدادر بدخشان ناچیز بود،اما پس از الحاق بدخشان به کشور افغانستان در اثر سیاست حکومات افغان مبنی بر نقل مکان قبایل افغان به مناطق حاصل خیز اشغالی به شمار آنها افزوده شد) .در بدخشان اقلیت قیرغیز نیز سکونت داشتند.

مردم این مناطق به علم و تحصیل علاقه فراوان داشته اما نبود استادان مسلکی و نبود مواد درسی حتی مانند سایر مناطق افغانستان از نبود تعمیر مکاتب کافی رنج میبرند ولی با انهم کوشش مینمایند اولاد های شانرا غرض تحصیل به شهر فیض اباد مرکز ولایت یا شهر کابل بفرستند تا تحصیلات شان را به پایه اکمال برسانند با انهم تعدادی هستند که فرزندانشان را از ادامه فراگیری دانش مانع میشوند.

واژه sjusovare یا syv sover که در کشورهای اسکاندیناوی سوئد، نروژ و دانمارک کاربرد داشته ریشه در داستان اصحاب کهف از افسوس دارد و به معنای کسی است که سخت و طولانی خوابیده است. منطقه البرز مرکزی از شمال به دریای مازندران و از جنوب به شهر تهران منتهی میشود. قسمت مرکزی این ولسوالی هموار بوده و اطراف آن مرتفع و کوهستانی میباشد. مرکز این ولسوالی سطح هموار داشته ولی اطراف ان از کو ها و تپه ها تشکیل شده است. و باید یادآور شد که انار ولسوالی خواهان داری شربت و شیره عالی بوده از شهرت خاصی برخودار میباشد انار این منطقه به سه کتگوری تقسیم میشود.

از روستای بسرن در انتها مسیر اتوموبیل رو کوله پشتی را برداشته و باید پیاده آغاز حرکت کرد، با عبور از روستاهای شهرستان و درجان به منطقه میانرود رسیده. ی.مینایف عالم شرق شناس روسیه در اوایل سالهای هشتاد سده نزدهم بااستفاده وتحلیل از منابع موجود اثری زیر عنوان « معلومات درباره کشور های منطقه علیای آمودریا» نوشت که درسال ۱۸۷۹ درسنت پیترزبورگ به نشر رسیده ودرآن معلومات مبسوط درباره بدخشان وجوددارد.نخستین اثر تاریخی در ارتباط با تاریخ بدخشان رساله یی بود که توسط و.و.بارتولد در سال ۱۹۱۰ در « دایرت المعارف اسلام» زیر کلیمه بدخشان نگاشته شده ودرآنجا تاریخ بدخشان صرف تاسال ۱۸۷۳ (تسخیر بدخشان توسط قبایل افغان) شرح یافته ،اما دوره پس ازسال ۱۶۴۹ ( تسخیر بدخشان توسط اقوام اوزبیک) کمتر تشریح شده است.البته این یک امر مسلم است ،زیرا هنگامیکه بارتولد این اثر را تهیه مینمود ،به منابع نه چندان زیادی دسترسی داشت.

چون بدخشان ازنگاه منابع طبیعی و ثروت های زیر زمینی بس غنی است واز سوی دیگر در چهارراهی مسیر مهاجرت ها وتجارت در آسیای میانه قرار داشت ،بنا برآن از قدیم بیش ازهمه توجه مهاجمان و فاتحان ،سیاحان و تاجران ،حجاج وحتی ماجراجویان را بخود جلب نموده است. • 3- عدم توجه به رشد فرهنگی و معارف در قراء و قصبات بیشتر از مرکز دیده میشود. بدلیل فاصله طولانی زمان جنگ از نعمت علم وسواد محروم مانده اند بنا ء توقع میرود تا دولت در ایجاد زمینه های رشد معارف اناث و زمینه های کاری توجه جدی مبذول دارد. تپه دركه – كوهدشت: تپه دركه يكي از تپههاي مهّم پيش از تاريخ است كه در فاصله 24 كيلومتري دهكده (ابوالوفا) در كوهدشت واقع شده است.

ولسوالی خواهان در قسمت شمال شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان موقعیت دارد که با ولسوالی های کوفاب , راغستان و ولایت ختلان تاجکستان همرز بوده و در حدود ( 160 ) کیلو متر از مرکز فاصله دارد و دارای (17725 ) نفوس قریه میباشد و لسوالی خواهان از دو نوع اقلیم برخودار است گرم وسرد ساحه مرکز آن در جریان زمستان بسیار سرد و در جریان تابستان بسیار گرم میباشد ولی نواحی اطرف آن در هردو موسوم سرد میباشند بعضی از قسمت های آن تا شش ماه از برف پوشیده میباشد مانند قریه جات حوض شاه و منطقه ایش خواهان مرکز این ولسوالی در مرز مشترک افغانستان و کشور دوست و هم زبان ما تاجکستان واقع گردیده است که ناحیه شوراباد(کولاب) ولایت ختلان هم مرز میباشد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، مرکز اصفهان؛ سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اصفهان گفت: ساعت ۱۴ و ۲۰ دقیقه امروز گزارشی از سقوط فردی در حدود ۵۰ سال از ارتفاع در حوالی تخت سیاوش کوه صفه به سامانه ۱۲۵ آتش نشانی اعلام شد. امکان اجاره دوچرخه در اصفهان و استفاده از تاکسیهای اینترنتی هم وجود دارد. در زمان این شهزاده جنگ های داخلی در بدخشان آغاز گردید ومیان شهزاده حسن ومحمد عمر خان حکمران رستاق تشنج پیداشد که در زور آزمایی برد به طرف محمد عمر خان بود.دراین هنگام امیر مظفر امیر بخارابا استفاده از وضع بحرانی میخواست بدخشان را متصرف شود،بدین منظور میر عالم خان پسر سلیمان بیک امیر اسبق بدخشان راکه در بخا را فراری بود ،باسلاح وپول تجهیز نموده وهدایت دادکه در بدخشان مداخله کند .او متیقین بود که میر عالم خان پس از فتح بدخشان از وی تابعیت خواهد کرد.

بدون شک نکته ارزشمندی که درمحتوای تاریخ بدخشان به نظر میرسد،شرح قدرت نظامی ولشکری امیران بدخشان است،بویژه معلومات تاریخی درباره وقایع سیاسی بدخشان که زندگی سیاسی این کشوررا هنگام الحاق آن به دولت افغانستان در سال ۱۸۷۳ در زمان پادشاهی امیر شیرعلی خان ،دوره جنگ دوم افغان وانگلیس وتلاش امیر مظفرخان امیر بخارابخاطر الحاق بدخشان به بخارا درسالهای۱۸۸۰-۱۸۸۱ ع. درنیمه دوم سده نزدهم بدخشان درآسیای مرکزی درخط مقدم رقابت های استعماری بریتانیای کبیر وامپراتوری روسیه تزاری قرار گرفته وتوجه شخصیت های سیاسی روس وانگلیس ،نویسندگان وپژوهشگران را بخود جلب نمود.شماری از سیاحان ،کارمندان استخباراتی و اطلاعاتی روس وانگلیس ازاین کشور دیدن کرده خاطرات و نبشته هایی درباره آن از خود بیادگار گذاشته اند.هم اکنون بیشتر ازصد ها اثرو منبع وماخذ در موضوعات گوناگون در باره بدخشان وجود دارد.

دراین اثر تاریخی اطلاعاتی باارزشی درباره زبان های بدخشان درج است.مردم وگروه های نژادی که دراین کشور زندگی میکردند،تا کنون زبان های خودراحفظ نمودند «باشندگان شغنان ،روشان، واخان،اشکاشم،سنگلیچ ودیگران به زبان های گوناگون ،به لهجه های مختلف و شیوه های متمایز سخن میگویند.ولی زبان مشترک شان هنگام صحبت با یک دیگرزبان فارسی است» .دراین جا منظوراز زبان فارسی لهجه بدخشی فارسی دری است که در نبشته تاریخ بدخشان ویژگی آن کاملا مشهود است. همچنان نوشته های دیگری درباره تاریخ بدخشان در آثار ومنابع تاریخی وجغرافیایی که بصورت خاص یا عام راجع به آسیای میانه،ایران ،افغانستان ومناطق شمال غرب هند نشر شده ،نیز بمشاهده میرسد.این منابع و آثار از نگاه زمان ،جهات واهمیت گوناگون بوده و به زبان های مختلف نگاشته شده است.

آنگونه که دراین منبع تاریخی ذکر میشود،زندگی وفعالیت فرهنگی در بدخشان مستقل بصورت کل در فیض آباد در خانواده های حکمرانان واشراف ومتنفذین متمرکز بود.نفوس اصلی فیض آباد بدون مهاجرین ومسافرین در سده هجدهم به دوازده هزار خانواده میرسید.به عقیده نژادشناسان در آن زمان در هر خانواده بطور اوسط چهار یا پنج نفر شامل بود.بنابرآن نفوس فیض آباد درسده هجدهم به ۴۸ تا ۶۰ هزار نفر میرسید. امیر عبدالرحمان خان به سرکردگی سردار عبدالله جان از خان آباد نیروی نظامی تازه دم به بدخشان فرستاد.درنتیجه پس از جنگ خونین میرعالم خان شکست خورد وسردار عبدالله جان از طرف امیرعبدالرحمان خان به حکومت بدخشان مقرر شده واین کشور مستقل وآزاد کوهستانی که دجریان چندین سده استقلال خودرا در برابر تهاجم وحملات وحشیانه امیران قبایل افغان حفظ نموده بود،بصورت کل وجبری به قلمروی افغانستان الحاق گردید.

باباخان پسر نصرالله خان بحیث امیر بدخشان مستقل بر تخت حکمرانی جلوس نمود.آنچنانکه تاریخ بدخشان توضیح میداردباباخان پس از مدتی از امارت بدخشان خلع شد وشهزاده حسن پسرمیر شاه به تخت امارت نشست. رانجیت سینگ به الماس کوه نور بیش از هر چیز دیگری در این دنیا طمع داشت و تمام قوانین مهماننوازی را برای تصاحب آن نقض کرد. در شهر فیض آباد مرکز امارت بدخشان چندین مدرسه ومکتب فعالیت داشت که در آنها برای تدریس علماوفقها ازهندوستان دعوت میشد. از آنجا پانزده هزار غلام رابا خود به فیض آباد آورد .این باجگیری از پیروان مذهب اسماعیلیه چترال وساحل راست رودخانه پنج کمافی السابق زیر پوشش دفاع از اسلام ومبارزه باالحادصورت میگرفت.

دراین کتاب تاریخ معلومات مفصل درباره اقامت امیر آینده افغانستان عبد الرحمان خان در قلمروی بدخشان وجوددارد که از ترکستان روسی به آنجا فرار نموده بود.در سال ۱۸۷۹ محمد عمر خان حکمران اسبق رستاق که قبلا به کولاب گریخته با عبدالرحمان خان پیوسته بود،پس ازتسخیر بدخشان توسط عبدالرحمان خان،بحیث حکمران بدخشان تعین شد. رستاق بعد از محاصره طولانی فتح شد،محمد عمرخان از بدخشان فرار نموده به کولاب رفت ،درمنطقه تحت فرمانروایی امیر بخارا پناهنده شد. قرار شواهد امیر مظفر خان امیر بخارادر سالهای ۱۸۸۰-۱۸۸۱ برای آخرین بارتلاش نمودتا بدخشان را به ساحه کشور خود ملحق سازد ،بنابرآن امیرعالم خان پسر شاه سلیمان بیک نظر به مشوره وهدایت اواز رودخانه پنج گذشته ودر دشت خیرآباد باقوای محمدعمرخان حکمران افغانی بدخشان ملاقی شده ،اوراشکست داد وفیض آبادرا متصرف شد.

دیدگاهتان را بنویسید