زندگی احمد شاه مسعود از زبان خودش، در گفتگو با احمدشاه فرزان

اما تا اکنون برایم مسلم نشده، که آقای حیدری خود نخواسته مقاله ام در این سیمنار خوانده شود و یا هیئت ارزیابی مقالات سیمنار اکادمی علوم، آن را رد کرده است؟ »، نتیجه ی تحقیق و پژوهش، گردآوری و نگارش هیئت تحریریه پورتال یو سی (شما می توانید) می باشد. پاسخ در یکی از قفسه های کتابخانه تان تهفته است ، آری در قرآن ، قرآنی که به مظلوم نوید آتشی سوزان برای ظالم را می دهد که گرمای آن از کرده ی خود انسان تامین می شود . مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمعآوری کردند.

وی اضافه میکند که امروز هم در میان مردم پامیر این عنعنه وجود دارد که جمعه شبها یا در نوروز یا در مهرگان به آنجا میروند، شمع روشن میکنند و در این آستان نان و پول میگذارند و از خدا مراد خود را میخواهند. و بعد برمبنای آن سرود ملی کشور نیز عرض وجود نمود و در یکی از مصرعهایش از “پامیریان” یاد شده است. بزرگترین دریای این منطقۀ پامیر “پنج” است و شاخه هائی از هر دو طرف افغانستان و تاجکستان به آن سرازیر میشود. زمانی که این سرزمین برای زندگی آریاییها تنگ و تنگتر میشود، ناگزیر میشوند تا دست به هجرت و سفر بزنند، و در دامنه های کوهای هندوکش پراگنده شوند، بعد هم به سه شاخۀ مهم و بزرگ منقسم شده، بار دیگر جانب غرب به استقامت دریای آمو، طرف جنوب به هندوستان که ممکن ایالت کنونی آریانا در هندوستان، میراث و بازماندۀ همان آریاییهای قدیمی باشد، و بطرف مرکز سرزمین خود ما، یعنی آریانا، در دامنه های هندوکش، بابا و تا دامنه های جنوب، زندگی تازه تری آغاز مینمایند.

زبانهای پامیری از شاخۀ شرقی زبانهای سانسگریت است. در این مقاله گفته شده که اهالی پامیر شرقی عمدتاً قرغزهای ترک و مسلمانان سنی اند، که بعد از کودتای ثور سال 1357خ/1978م در افغانستان، عدۀ زیادی از آنان به کشور ترکیه مهاجرت نموده اند. از لحاظ اجتماعی، جمعیت پامیر و باشندگان آن به دو بخش تقسیم شده اند؛ مردم پامیر غربی بصورت قطع تاجک تبار و شیعۀ اسماعیلیه میباشند، و مردم پامیر شرقی اکثراً قرغزها و ترک تبار میباشند و از لحاظ مذهب هم وابسته به اهل سنت و جماعت هستند.

وی، نتایج کار پژوهشگران غرب را در این خلاصه میکند که زبانهای پامیری، ساحات بزرگی شامل ولسوالیهای واخان، اشکاشم، زیباک، کران و منجان، شغنان در افغانستان و تاجکستان، مناطق چترال، گوجال، گلگت و حتی هونزا در پاکستان، مناطق سرقول و تاشقرغان در چین را دربر میگیرد، که دارای عنعنات و رواجهای فرهنگی یکسانی میباشند. حدود ۱۵۰ هزار نفر در پنجشیر زندگی میکنند که اکثریت بزرگی از آنها از قومیت تاجیک هستند.

زیرا در بدخشان تاجکستان، پامیر مفهوم وسیعتری دارد که مناطق روشان، شغنان، اشکاشم و واخان را همه در پامیر حساب میکنند و تمام مردم این دیار را پامیری میگویند. احتمالاً نام “پامیر” بسیار سلیس و خیلی سهل الادا باشد، و در عین زمان مورد پسند همه. نمیدانم، جوانان شغنان از نام زادگاه خویش که همان “شغنان” است، چرا بد میبرند، و از آن یادی نمیکنند؟ در زمان امیر عبدالرحمان خان، پادشاه وقت، در شمال و شمالشرق کشور، دریای آمو را خط مرز میان این کشور و روسیۀ تزاری پذیرفت، و بربنیاد آن تمام نواحی سواحل آمو؛ واخان، اشکاشم، شغنان، و درواز در هر دو ساحل، به دو کشور جداگانه تعلق گرفت، و در این تقسیمات، سرزمین پامیر نیز از گزند این سرحد بندی بدور نماند.

در جانب غرب پامیر دو رشته کوها شروع میشود که یکی سلسلۀ هندو کوه یا هندوکش و دنبالۀ آن کوه بابا، کوه سفید، کوه سیاه و کوه های شمال خراسان است. بعد از حکومت مشروطه و تصویب قانون اساسی در سال 1964 افغانستان به 26 ولایت تقسیم شده که هر کدام به دلیل اهمیت و چگونگی انکشاف آن به گروههای یک، دو و سه تقسیم گردیده بودند. در سال 1392 خورشیدی/ 2004 میلادی مجلس کلان (لویه جرگه) تصویب قانون اساسی به راه افتاده بود و بطور معمول نماینده ها را برای جرگه، از ولایات به کابل دعوت نمودند، و آقایان دولت محمد جوشن از ناحیۀ (ولسوالی) اشکاشم و نذری محمد نیرومند از شغنان، به این مجلس به صفت نماینده یا وکیل مردم دعوت شده بودند.

بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی در کوهدشت و با رفتن آقای شاداب فر به خرم آباد حال دیگر کوهدشت خود صاحب بازیکنانی شده بود که میتوانستند نسل جدید را پرورش دهند. در بدخشان میدانند که در پامیر، تنها مردمان “قرغز” با زبان قرغزی زندگی میکنند. ولی همۀ مردم کشور و خاصتاً وکلای مجلس کلان غافل از اینکه در قانون اساسی چنین مواردی مسجل نشد و صرف از یک زبان پامیری یاد شده است، آنهم معلوم نیست که این، زبان کدام مردم است؛ آیا زبان قرغزی است، یا واخانی، یا شغنانی و یا کدام؟

ما، در این بررسی ناپخته میکوشیم تا به این سه پرشس، که از دید ما خیلی اساسی است، پاسخ ارائه نماییم. 1- اقوام پامیری یا پامیریان، به کیها گفته میشود، که اخیراً در قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی افغانستان گویا مسجل شده اند، لذا باید تعریف دقیقی از آن داشته باشیم. و اشاره ای هم به زبان ایشان (اقوام پامیری در کجاها زندگی میکنند و کیها اند؟). یعنی آیا واخانیها، شغنانیها، اشکاشمیها، زیباکیها، دروازیها، کران و منجانیها اقوام پامیری اند؟

اما ذهنیت اخیر در مناطق سرحدی بدخشان در این مورد که گویا ما “قوم پامیری” هستیم، چگونه انکشاف نموده است؟ دقیقاً با از دست دادن نام بدخشان، تمام دستآوردهای تاریخی این مناطق معدوم خواهد شد و ما هویت بدخشی بودن خود را نیز از دست خواهیم داد که همان هویت “تاجک” بودن است، ولی با نام “پامیر” هیچ چیزی را بدست نخواهیم آورد. بدلیل زمستانهای برفی در کوههای البرز چند پیست اسکی در مناطق مختلف این رشته کوه وجود دارد. و همچنان گفته شده که در پامیر، بلندترین قلۀ کوه، وسیعترین یخچالها، مرتفعترین زمینهای زراعتی و مراکز جمعیتی وجود دارد.

حتی گفته میشود که سرزمین اصلی “آریاییها”، پامیر بوده است و در آنجا زندگی خود را آغاز کرده اند. از لحاظ تاریخی گفته میشود که پامیر نام خیلی قدیمی است و پامیری یا پامیریان به مردمان مختلفی در این حوزه اطلاق میشود، با آنکه از نام پامیر در قدیمترین کتاب جغرافیای بازمانده به زبان دری، یعنی “حدود العالم من المشرق والمغرب” که در گوزگانان در شمال خراسان در قرن چهارم هجری تألیف شده، نشانه ای وجود ندارد، ولی با آنهم در سایر مدارک و مأخذ، بحثهای فراوانی را روی این سرزمین شاهد هستیم. به علت وجود پوششهاي متنوع در اين شهر ايشان سوال كردند: چرا برخي خانمها حجاب دارند و برخي بي حجاب هستند و برخي حجاب كامل مثل چادر به سر دارند؟

دیدگاهتان را بنویسید