منظومه ی شمسی

ستارۀ اسرارآمیز نخستین نسخۀ رنگی ماجراهای «تنتن» بود که انتشارات «کاسترمن» منتشر کرد. انتشارات «کاسترمن» به «هرژه» پیشنهاد داد اگر تعداد صفحات کتابهایش را به ۶۲ صفحه کاهش دهد، حاضر است داستانهای مصورش را به صورت ۴ رنگ به چاپ برساند. خرچنگ پنجهطلایی را در ۱۹۴۱ چاپ کرد و این آخرین نسخۀ سیاه و سفیدی بود که توسط ناشرش، انتشارات «کاسترمن» عرضه میشد. اگر بگوییم که هیچکاک در نسخۀ آمریکایی مردی که زیادی میدانست (۱۹۵۵)، در صحنههای تعقیب و گریز ابتدای فیلم در بازار مراکش- جایی که داستان خرچنگ پنجهطلایی هم در آن میگذرد- تحت تأثیر این کتاب بوده است، اغراق نکردهایم و البته خود کتاب در این صحنه، متأثر از فیلمی از یک کارگردان فرانسوی است.

خرچنگ پنجهطلایی را بیشتر به خاطر سفر صحرایی قهرمانان آن میشناسند؛ واقعگرایی به کار رفته در این صحنهها، در آمیزش با صحنههای سورئالگونه، بعدها به خصیصۀ اصلی ماجراهای «تنتن» در کتابهای بعدی تبدیل میشود. قاببندیها با طنزی پنهان، گرمای طاقتفرسای صحرایی که قهرمانان قصه در آن گرفتار شدهاند را به زیبایی هر چه تمامتر به تصویر میکشد. با در نظر گرفتن اثر هر دو حرکت وضعی و انتقالی وضعیت شبانه روز عُطارِد به این ترتیب است که در عُطارِد خورشید از شرق طلوع می کند به آرامی در طی زمانی معادل ۸۸ روز زمینی آسمان را می پیماید .

«عَن أَبِی عَبدِ اللهِ ع فِی قَولِ اللهِ فَإِن کُنتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنزَلنا إِلَیکَ فَسئَلِ الَّذِینَ یَقرَؤُنَ الکِتابَ مِن قَبلِکَ قَالَ لَمَّا أُسرِیَ بِالنَّبِیِّ ص فَفَرَغَ مِن مُنَاجَاةِ رَبِّهِ رُدَّ إِلَى البَیتِ المَعمُورِ وَ هُوَ بَیتٌ فِی السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ بِحِذَاءِ الکَعبَةِ فَجَمَعَ اللهُ النَّبِیِّینَ وَ الرُّسُلَ وَ المَلَائِکَةَ وَ أَمَرَ جَبرَئِیلَ فَأَذَّنَ وَ أَقَامَ وَ تَقَدَّمَ بِهِم فَصَلَّى فَلَمَّا فَرَغَ التَفَتَ إِلَیهِ فَقَالَ فَسئَلِ الَّذِینَ یَقرَؤُنَ الکِتابَ مِن قَبلِکَ إِلَى قَولِهِ مِنَ المُهتَدِین»؛ «امام صادق علیهالسلام درباره آیه فَإِن کُنتَ فِی شَکٍّ مِمَّا أَنزَلنا إِلَیکَ فَسئَلِ الَّذِینَ یَقرَؤُنَ الکِتابَ مِن قَبلِکَفرمود: هنگامی که پیامبر را به معراج بردند پس از مناجات با پروردگارش فارغ شد به بیتالمعمور بازگردانده شد و آن خانهای در آسمان چهارم در برابر کعبه است پس خداوند پیامبران و فرشتگان را جمع نمود و جبرئیل را فرمان داد پس او اذان و اقامه داد و پیش افتاد و و نماز گزارد پس هنگامی که تمام شد به پیامبر رو کرد و گفت فَسئَلِ الَّذِینَ یَقرَؤُنَ الکِتابَ مِن قَبلِکَتا آنجا که فرمود مِنَ المُهتَدِین» (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ۱۷/۸۹).

دانشمندان درباره شکلگیری و منشأ دقیق تایتان مطمئن نیستند. در زمان هاي قديم دانشمندان فكر مي كردند ماه، خورشيد، سياره ها و ستارگان واقعاً دور زمين حركت مي كنند. خورشید و هر چیزی که به دور آن می گردد. پس از مدتها محاسبه و بررسی هردو به نتایج تقریباً یکسانی رسیدند و هر دو سعی کردند تا یک اخترشناس رصدی را برای یافتن این سیاره ترغیب کنند. وی با اشاره به پدیده نجومی مقارنه سیارههای برجیس و کیوان، گفت: این رویداد بسیار ویژه است و هرچند که هر ۱۹.۶ سال همنشینی این دو سیاره رخ میدهد ولی امسال با وجود اینکه این دو جرم با چشم قابل مشاهده هستند ولی با همنشینی به شدت نزدیک (مقارنه بزرگ) آنها، شرایط به گونهای است که با چشم غیرمسلح این دو سیاره از هم قابل تفکیک نیستند و امسال چنین شرایطی را پیش رو داریم.

«هرژه» در این کتاب به خرافههای مردم شمال اسکاتلند نزدیک میشود و قهرماناش را وا میدارد همچون آنها دامن با طرح اسکاچ اسکاتلندی بپوشد و کلاه منگولهدار و لباس یقهاسکی بر تن کند. از گل آبی به بعد، او سعی کرده بود با کمکردن از تعداد صفحات، ماجراها را هرچه بیشتر به عالم واقعیت نزدیک کند. راستش درشش ماه اول کارم به عنوان نماینده جنرال یکی از شرکت های بیمه خصوصی، همه چیز خوب بود و نوید آینده ای روشن رو بهم می داد.

سیاره مورد بحث Fomalhaut b نام دارد و به دور ستاره ای می چرخد که ۲۵ سال نوری از کره زمین فاصله دارد. سیاره باقی مانده از گروه زمینی – مریخ. ماجرای این کتاب سفر یک گروه علمی به نواحی قطبی، جهت شهابسنگی است که در آن نوعی فنر جدید کشف کردهاند. این گروه سالها به گونهی برنامهریزی شده برای یافتن چیزهای نو در سامانه خورشیدی کار کرده بود و پیش از آن چند جسم دیگر مانند سدنا را هم یافته بود.دورهی گردش اریس به دور خورشید ۵۵۶.۷ سال است و هماکنون در دورترین نقطه ممکن از خورشید جای گرفته است.

از دور صدای توپهای ارتش آلمان از اشغالی طولانی خبر میداد. مخلوق او «تنتن» میبایست از سفرهایش کم کند. گوش شکسته با یک نتیجهگیری اخلاقی، برای نخستین بار درونمایههای مذهبی را وارد ماجراهای «تنتن» میکند. او به حضور نیروهای اشغالگر آلمانی در کشورش عادت داشت؛ پس ترجیح داد برای حفظ رؤیای شخصیاش هم که شده، سیاهی واقعی را وارد کارش نکند. آنها به کمک هم رنگآمیزی دو کار جدید «هرژه» را انجام دادند. کمترین فاصله بین این دو سیاره همسایه از یکدیگر ۵۴.۵۰۰.۰۰۰ کیلومتر و بیشترین فاصله آنها از هم ۴۰۱.۳۰۰.۰۰۰ کیلومتر میباشد.مانند زمین، مریخ نیز حول محور طولی از غرب به شرق د رحرکت است.

در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. پس انگشت اشاره می تواند انتخاب مناسبی برای انداختن انگشتر هایی با نشان خانوادگی، سمبل برادری یا نژادی باشد و بسیاری از مردان به انداختن انگشتر در این انگشت عادت کرده اند. هرژه در این اثر دادههای فنی و جغراقیاییاش را در حد اعلای خود به نمایش گذاشت و از فرم آثار مستند بهره گرفت تا «همۀ جزئیات مربوط به کشور خیالی سیلداویا در اروپای شرقی را، از شیوۀ حکومت تا جمعیت و تولیدات آن» نمایش دهد و کار را بدانجا رساند که «یک تابلوی مینیاتور مربوط به این کشور را در یک صفحه به چاپ رساند.» در این کتاب، دزدیدن عصای سلطنتی تا حد گرفتن حق سلطنت از پادشاه، بزرگ جلوه داده میشود.

او قلم زمین گذاشت و به گذشته فکر کرد. او به این چیزها فکر کرد و در آن غرق شد تا اینکه باز خود را در قالب «ژرژ» کوچک دید؛ ایستاده کنار مدرسهاش که یکساعتی از تعطیلیاش میگذشت. جاناتان فورتنی از دانشگاه کالیفرنیا سانتا کروز میگوید: «ایده جالبی است، اما من فکر میکنم تا حدی مغرضانه باشد.» مشکل اینجاست که سر در آوردن از نسبت کربن به اکسیژن در طیف ستارگان داغتر مانند خورشید کار دشواری است، که منجر به ایجاد عدم قطعیت در اندازهگیریهای موجود میشود. در اسرار اسب شاخدار، اما «هرژه» همۀ قدرت خلاقانهاش را به کار گرفت تا روایتگر یک داستان قدیمی از دزدهای دریایی و جزیرۀ گنج باشد.

بنابراین او به تنهایی در ۱۹۴۳ رنگآمیزی دو داستان گوش شکسته و جزیرۀ سیاه را به عهده گرفت. بنابراین عمدۀ فعالیتهای او در این دوران به بازسازی و اصلاح رنگآمیزی نسخههای سیاه و سفید قدیمی گذشت. از آنجا که در طول جنگ جهای دوم، قیمت کاغذ تا ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده بود، او میتوانست با مانوری هوشمندانه و با بخشیدن رنگ به داستانهایش و اصلاح و بازسازی آنها، به کتابهایش جذابیتی دوچندان ببخشد.

فیلم سینمایی «آپارتمان شماره 13» به کارگردانی «یداله صمدی»، پنج شنبه 26 اسفند ماه ساعت 21 از شبکه نمایش پخش میشود. بنابراین، همه نصف النهارهایی که داخل یک قاچ قرار گرفته اند، به طور توافقی ساعت یکسانی دارند. «هرژه» در این کتاب به ضرباهنگ دیوانهوار قصههای قبلی بازگشته و این بار سیاست را به طور علنی به نقد گرفته و به تمسخر میکشد. شیوۀ معماوار کتابهای قبلی در اینجا کارکرد خلاقانۀ خود را به رخ میکشد و قالب ماجراوار قصههای «تنتن» در این کتاب به جایگاه حقیقی خود میرسد.

«هرژه» در این کتاب بلندپروازیهای سابق را نداشت. طرح داستانی، بداعتها و طرح معماوار سابق را نداشت و از آن ضرباهنگ دیوانهوار سابق خبری نبود. قصه، درون یک جزیره میگذرد و طرح داستانی بسیار سادهتری دارد. ستارۀ اسرارآمیز اما یک ویژگی دارد و آن، آشکارکردن نخستین علاقۀ «هرژه» به نجوم و ستارهشناسی است. وسواس «هرژه» اما اجازه نمیداد رنگپردازی کارهای قدیمی را به آلیس بسپرد. «هرژه» چارهای نداشت جز آنکه برای این کار یک تیم هنری تشکیل دهد. شاید هیچ کامیکاستریپی پیدا نکنیم که تا این اندازه با هنری چون سینما، بده-بستان فرهنگی داشته باشد.

حلقههای نپتون مانند حلقههای اورانوس تیرهاند اما دو تفاوت عمده با آنها دارند: نخست اینکه حلقههای اورانوس عمدتاً از ذراتی به ابعاد حدود یک متر تشکیل شدهاند در حالیکه ذرات تشکیلدهندهی نپتون از ذرات ریز گرد و غبار گرفته تا خرده سنگهای چندمتری و چند کیلومتریاند. پبلهایی که در این تصویر مشاهده میشوند، دارای گرد شدگی بالا هستند و این یعنی مصافت زیادی را پیمودهاند و فرصت کافی برای گرد شدن را داشتهاند. سرهنگ کواریچ: تا وقتی نفس می کشم یعنی هیچی تموم نشده! با واردشدن عنصر رنگ، حجم کارها خود به خود افزایش مییافت و دیگر وقتی برای پرداختن به داستانهای بعدی و طراحی شخصیتها باقی نمیماند.

میتوانستی پختگی را در طراحی و رنگآمیزی داستان ببینی اما از آن سرزندگی کتابهای قبلی «تنتن» اثری نبود. «هرژه» در آغاز از او برای کمک به روند تحقیقات در داستان کمک میگرفت اما در سالهای بعد، دوستی و اعتماد بین آن دو آنقدر عمیق شده بود که «هرژه» به تمامی خود را به او بسپارد. داستان مربوط به دزدیدهشدن مجسمۀ «آروم بابا» است؛ او به دنبال مجسمه تا قلب آشوبهای سیاسی آمریکای جنوبی میرود و بدون آنکه بفهمد، سرجوخۀ یکی از هنگهای انقلابی میشود. یکی از آنها گوش شکسته است؛ داستان کشمکشهای سیاسی میان پاراگوئه و بولیوی در اواسط دهۀ ۳۰.

ستاره شناسان از اواسط قرن 16 میلادی متوجه وجود این لکه شدند و از سال 1830 با استفاده از تلسکوپ و فضاپیما مشاهده شکل واقعی آن را شروع کردند. «هرژه» در اوج دوران حرفهایاش به سر میبرد که جنگ جهانی دوم شروع شد. سیاره زمین از چهار لایه اصلی تشکیل شده است که از یک هسته داخلی در مرکز سیاره شروع شده و توسط هسته خارجی، گوشته و پوسته پوشانده شده است. یک ستاره خورشید مانند در صورت فلکی سرطان در سیستم سیاره ای که یک سیاره f وجود دارد که از لحاظ تئوری می تواند روی آن آب وجود داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید