نام دیگر مواد مذاب خارج شده از کوه آتشفشان چیست – ❤️ هاب گرام

«بهلول بهیج»، از فرماندهان جبهه پنجشیر و والی پیشین این ولایت در جریان درگیری با نیروهای طالبان در آبدره پنجشیر جان خود را از دست داد. کسانی که در نوروز ۱۴۰۰ به دیدن کوه ریگ روان آمدهاند، از مقدار بی تغییر ریگها و این که هر قدر در داخل ریگ بازی کنید روی لباس و دست و پا، اثری از آن باقی نمیماند، خرسند و در عین حال شگفتزده هستند. خوب است که پنجشنبه است و تنها هستم. اما در حالی پروندهی کِی بهدلیلِ کمبود مدرک قرار است مختومه اعلام شود که کاراگاه به تنها شاهدش در قالبِ گنگسترِ جان سالم به در بُرده از او پناه میبرد و همراهی آنها برای دستگیری این قاتلِ خطرناک کلید میخورد.

تنها بودم و روی یخچال سر خوردم، آن موقع دانش خیلی کمی از کوهنوردی داشتم. بنابراين کفش که محافظ پا است از مهمترين وسايل و پوشاک کوهنوردی به شمار میرود. زنان روستا دیگهای متفاوت در دست از زیر این یکی بز به زیر گوسفندی رفته و شیرهایشان را میدوشند و زندگی همینگونه ادامه پیدا میکند، تا این که تابستان سر میرسد. چوپانهای قریه به خاطر سرسبزی کوهها سرخوشان بز و گوسفندان روستا را به چرا میبرند و گلهها پس از خوردن علفهای بسیار نزدیکیهای شب به خانههاشان برمیگردند. بازدیدکنندگان که برای تماشای این کوه میآیند، میکوشند تا خود را به بالاترین نقطه آن که ریزش ریگها آغاز میشود برسانند و از آنجا به طرف دامنه کوه سرازیر شوند.

چیزی که دوستم انتظار نداشت، نگاه ناراضی و خشمگین مسافران بود. اصلا باورش نمیشود که هفت – هشت سالیست وقتهای که از خواب برمیخیزد چشمش به کوه «سرخلاش» نمیافتد و به آسمانی آبی و نیلگون دوردستهای دهکده نگاه نمیکند. اصلا به مخیلهاش نمیگنجد که بهار را بدون بویدن گل و سنبل و تابستان را بیاین که از میوههای بی شمار روستا بهره ببرد و خزان را با آن فضایی زیبا و شگفتانگیز و زمستان را بدون اینکه به بهمنهای که از سراشیبی کوهها همانند آب فوران و به پایین میخزد را نگاه نکرده، زندگی کند. جمعیت زنان مبارز و تحصیلکرده افغانستان فعالیتهای خوبی انجام داده است و از سراسر دنیا عضوگیری کرده و قصد دارد این تحرکات را در روزهای آینده نیز ساماندهی و هدایت کند.

مهمترین رودخانههای این شهرستان را رودخانه گدارپهن که از میان شهر میگذرد و مادیان رود که از 10 کیلومتری جنوب کوهدشت میگذرد؛ تشکیل می دهند. ثانیاً: مسیر دور زدنِ تیراندازان مشرکان را دور کوه احد دانسته، که به نظر مؤلف این سطور نظری نادرست است. یکی از مهاجران افغانستان در مسیر ورود به ایران این جمله غمانگیز را در دل کوه نوشته است. رود آمو (جیحون): از کوههای «پامیر» سرچشمه گرفته و حدود 1126 کیلومتر از طول آن در قسمت مرزهای شمالی افغانستان با تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان است و بخشهایی از آن قابل کشتیرانی است.

حالا که به خودم و به اتفاقات پشت سر و چشمانداز رو به رویم نگاه میکنم با خود واگویه میکنم؛ که فکرش را میکرد یک زمانی، یک روزی، از زیر این کوههای سر به فلک کشیده پسرکی دست و پاچلفتی و سر به زیر بلند شده و میآید فرسخها دورتر از این مکان و آنجا زمینگیر و مجبور به نشستن میشود. نصیر مهرین نویسنده و تاریخ دان افغانی در این باره می گوید : در اوستا از این سلسله کوه بنام ابارسین ، که به معنی بالاتر از عقاب است، یاد شده است .

جدایی از این مسئله که برای مردم زیاد اهمیتی ندارد چون عادی شده است، پیشبینیها و خوشبینیها از برای روییدن بیشتر علف و هیزم و زیاد شدن آب سال شروع میشود. آسانترین گردنه ای که کوههای هندوکش را به پنجشیر می پیوست، گردنه خاوک بود که از اندرآب به پنجشیر می رسید و این همان راهی است که سربازان اسکندر مقدونی در ۳۲۸ق.م و سواران تیمور لنگ در ۸۰۰ق/۱۳۹۸م از آن گذشتهاند. برای دسترسی از سمت شرق نیز، در جاده اصلی، بعد از پل روستای کردلان وارد جادهای خاکی شوید.

این شعبه از استالف گذشته به جانب غرب گل دره و شکر دره به رفتار خود ادامه می دهد و از این قسمت یک شعبه به جانب شرق جدا شده کوتل خیر خانه را به شمال شهر کابل بوجود می آورد . رشته کوه البرز در امتداد خط ساحلی دریاچه مازندران قرار دارد و به سه قسمت شرقی، مرکزی و غربی تقسیم میشود و بصورت سدی فلات ایران را از دریاچه مازندران جدا میکند. دوستم که خواهرش تازه مادر شدهبود، شیر بچه را آماده میکند و راهش را به پیرمرد یاد میدهد.

رود ارغنداب: رودخانهٔ ارغنداب که در لاتین «آراخوتوس» نامیده میشود، رودخانهاى است که از نواحى قندهار افغانستان میگذرد. او پایتختنشین است و خاطرهای پررنگ از برخورد با یک افغان دارد. اینبار فقط من و او بودیم. حتی گاهی نمیتوانم بفهمم که این عکسها بر سر ذهنِ من چه میآورند، فقط میتوانم بگویم: دیوانه کننده هستند. یکی از زائران که سالهای متمادی به حج مشرف شده بود اظهار میکرد که در ابتدای راه احد، جایی بوده که گفته میشود حضرت سجاد در بازگشت از کربلا و اسارت شام در آنجا چادر زدند و گویا محل آن مسجد جوشن است.

گدازههای خارج شده از تفتان، مساحتی معادل هزار و 300 کیلومتر مربع را پوشانده است. ساکنان این روستا و گردشگرانی که به اینجا میآیند، تپه ریگ روان را اسرارآمیز و مکانی جادویی و شگفتانگیز توصیف میکنند. حتی مسافران و خدمه کشتی «HMS Medea» که در سال ۱۸۵۰ میلادی، كوه نور را از هند به انگلیس منتقل میکرد، از این نفرین جان سالم به در نبردند و در اثر همهگيری وبا و طوفان كشته شدند.بنابراین، اکنون چه بر سر این الماس نفرینشده میآید؟

اینکه خود مهر در هند باشد و بازوانش در سرزمین آریاها عمل کند، هیچ ربطی به تپة آتش فشانی دماوند و مازندران ندارد. محمودراقی در اصل محمود عراقی بوده و ریشه در نام شخصی دارد که در زمان فتوحات و گسترش اسلام برای نشر دین اسلام به این سرزمین آمده بود. شکار هم که انگار در ذات مردم روستا است. مردمان روستا در آخرهای فصل خزان بیشرینهشان در کوهها از صبح خروسخوان تا شب نماز خوان به شکار و خیز و دو به دنبال پرندگان و چرندگان مصروف اند.

در يکي از روزهاي سال 1308 قمري ( 1267 ه.ش ) در روستاي کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکي چشم به جهان گشود که سيماي ملکوتي اش آينده اي بس درخشان را نويد مي داد. ازدواج دو فرد بعد از عشق ۳۲ ساله که باعث شادی شد. معادن مس در ولایتهای لوگر، هرات، فراه، کاپیسا، فندهار، زابل و معادن جنوب افغانستان عبارتند از معادن مس عینک جوهر و دربند میباشد. این کوه دارای دو قله آتشفشانی است و بر اساس شواهد بقایای کشتی نوح در این منطقه پیدا شده است. این کوه به حدود 4 کیلومتری سطح دریا می رسد و در حوزه آتشفشانی به خاطر دریاچه های گدازه ای همیشه فعالش شهرت دارد.گازهای داغ آتشفشانی که از کوه متصاعد می شود برای دریاچه گدازه ها کاری بیش از سوخت رسانی انجام می دهد.

سرج سرا روستایی است از روستاهای تنکابن از توابع بخش کوهستان که در استان مازندران واقع شده است. به گزارش فارس، افغانستان سرزمینی کوهستانی است که بیش از نیمی از وسعت آن را کوههای سر به فلک کشیده هندوکش فرا گرفته است. این کوه خاطره یکی از مهمترین جنگهای صدر اسلام را در سینه دارد؛ غزوه احد که بسیار دردناک بوده و صحنه های عبرت انگیزی از خود بر جای گذاشته است.

و به اين ترتيب دوران حيات و شکوفايي علوم ديني پس از سال ها خاموشي در مازندران آغاز گشت. هریرود: از کوه «بابا» در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از «هرات» میگذرد و در شمال غربی افغانستان اندکی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل داده و سرانجام در ریگزارهای ترکمنستان فرو میرود. زمستان که فرا میرسد با آنکه باریدن برف، زندگی و شرایط زنده ماندن را به روستاییان سخت میگرداند چون از یک سو راه رفت و آمد به شهر به کلی بسته میشود و از سوی دیگر سردی طاقتفرسا حتی مردم را تا نزدیکی مرگ میکشاند، اما مردم به یک دلیل همهی این خطرات را به جان خریده و بازهم آرزوی باریدن برفی بیشتر می کنند؛ این که آب زیاد شود و از کشت و کارشان حاصلی بیشتری به دست بیاورند و زنده بمانند.

دیدگاهتان را بنویسید