“کوه سلیمان” یکی از باورهای مذهبی مردم قرقیزستان+ تصاویر

4) در بحث رودهاي اوستا شرح بیشتر داده خواهد شد که: در اَوستا و بُندِهِش، موقعيت و مشخصات ایرانویجه و رود دائيتي بسيار روشن و شفاف بيان شده است و نيازي به چنین فرضيه بافيها نيست. ادعاهای آقای عثماناف صرفاً بهدلیلِ مطرحشدن این بحث در محافل مجازی جدی گرفته شدهاست وگرنه چه کسی که از تاریخ ایرانزمین آگاه باشد چنین خبطی را مرتکب میشود: «تا استیلای عرب زبان اساسی مردم ایران سغدی بود»؟

در بحث ایرانویجه یا ایران اوستایی، نامها و جغرافیای ذیل بسیار مبنایی و تعیین کننده اند. نامهایی مانند: «ایرانویجه» «آریاورته» «آریَه» «آریان» «ایران» و «یَمَه» (جمشید) و «تریته» (فریدون) و «آبتین» (پدر فریدون) و «سام» و «کرشاسب» و نام رود «سَرَسْوَ تِیSaras vati» (هیرمند) نخستین بار در سرودهای مقدس «رِیگ بَید» ذکر شده و سپس تمام این نامها به اضافه نامهای کیانیان و کوه هَراییتی و هَربُرز و البرز و اُوپَارسِین (رشته کوه هندوکش و بابا) و رود داییتی (رود بلخ) و زردشت و گشتاسب کیانی حامی وی، در «اَوِستا» آمده و پس از آن در متون پهلوی و در شاهنامه های دری بازتاب یافته اند.

نخستین بار در سرودهای ویدی و اوستایی ذکر شده است و برای هر محقق بی طرف بسیار روشن و غیر قابل انکار است که بخش نخست سرودهای ویدی و تمام اَوِستا ، در محیط جبال هندوکش و بابا سروده شده است. به موجب دينكرد، كتاب هفتم، بخش 2، بند 30، پورشسب (پدر زردشت) چون قرار شده كه زرتشت از تخمه و نسل وي به وجود آيد، به موجب الهامي در مييابد كه بايد از گياه مقدس «هُوم» كه بر روی درختي در كنار رود دائيتي، رسته است استفاده كند.

آنجا سخن از صرفهجویی سوخت نیست، چون تنگناهای مختلف، آدمها را صرفهجو بار آورده است. دکتر پورداود اوستا شناس پیشگام ایرانی در باره ویژگی های ایرانویجه و رود داییتی نوشته است: « رود دائيتي بيش از ده بار در اوستا ذكر شده و غالبا از ايرانويج جدا نيست، لذا تعيين محل اين رود وابسته به دانستن محل كشور ايرانويج است. به موجب دينكرد كتاب 7، بخش 3، بند 51، زرتشت از كنار رود «وِه دائيتي» به راهنمايي «بهمن امشاسپند» (فرشته بهمن) چندين بار به معراج می رود. هاشم رضی مترجم وندیداد (کتاب سوم اوستا) در باره ویژگیهای ایرانویجه در متون پهلوی چنین نوشته است: به موجب بخش دوم بُندهِش، دربارة آفرينش مادي اورمزد آمده است: پنجم: گاو يكتا آفريده را در ايرانويج آفريد، به ميانة جهان، بر بالاي رود «وِه دائيتي» كه در ميانة جهان است.

در بُندهِش، جايي كه از رودهاي مشهور ياد شده، گويد: سرچشمة دائيتي رود از ايرانويج است. در باب محل واقعي «ايران ويج» آراء متفاوتي وجود دارد، به نظر مي­رسد امروز اكثر محققان بر اين نظر باشند كه ايران ويج در شرق ايران كنوني، در منطقه­اي ميان رودهاي هيرمند و درياچة خزر باشد. كتاب «اوستا» و خود زردشت و شاهنامه ها وقتي كه از «ايران ويجه» و «ایران» و از سرزمین آریان ها یاد میکند، بيشتر از شهرها وكوه ها و از رودهاي افغانستان و بخشی از پاكستان كنوني نام مي برند و وقتي كه مي خواهند از شاهان آن نام ببرند از پيشداديان وكيانيان (شاهان طبقة اول ودوم آريانا یا پارس باستان) نام مي برند.

از آنجا به ساير نقاط ايران مهاجرت كردند «ايران ويج» ناميده مي­شود. طی مطالعات مان تمام مشکلات را از اتحادیه های طلا مشهد و تهران و سایر نقاط کشور احصا کردیم. بسيار توانا، تمام منزلگاهان «آريايي» را بنگرد. و سمرقند و مرو را در بر مي­گيرد. به استناد کتاب”تاجیکان”باباجان غفوروف ، کلمه های ورز، و برز، را والیان نواحی غور و غرجستان و هرات و مرو و نسا، به حیث القاب خویش نیز استفاده می کرده اند. 1) در جای جای مختلف اَوِستا مثلا در بند 13 مِهر یشت در کنار شهرهای مرو و هرات و سُغُد، به طور جداگانه از «خوارزم» با همین نام یاد شده است.

SHISHAPANGMA: (تاجی برفراز جلگه ها) تنها 8000متری جهان است که به طور کامل در قسمت چینی هیمالیا قرار گرفته است و اخرین قله 8000متری جهان بود که توسط هسو چینگ در همراهی با یک تیم نه نفره از چین در سال 1964 فتح شد.نام قله به زبان تبتی به معنای قله ای بر فراز جلگه های پوشیده از چمن است.پیوتر موراسکی از لهستان و سیدنه موره از ایتالیا در سال 2005 موفق به اولین صعود زمستانه این قله شدند. • کوهنوردان از سال ۱۹۷۴ به طور مرتب سالانه به این قله صعود می کنند، تنها در سال ۲۰۱۵ این روند متوقف گردید و باری دیگر از نو راهی اورست شدند.

خسرو از این بابت خشمگین شد و دستور داد تا خبر مرگ جعلی شیرین را به فرهاد برسانند. 3) کوه هایی مانند: «هراییتی» و «هرابرز» و «البرز» مقدس (مرکز خلقت به باور پارسیان و جایگاه مرکزی آریان ها و جایگاه پل صراط و جایگاه یَمَه و فریدون و سام نریمان و جایگاه عروج روح یَمَه به عرش) و کوه «اُپارسِین» (کوه پارس) و کوه «اُوشِیدم» (محل وحی و الهام به زردشت) و رود «راگا» ( زادگاه زردشت و جایگاه پورشسب و دغدود پدر و مادرش).

داریوش رجبیان: تشخیص محل اساسی «تاجیک» ازسویِ آقای عثماناف پرسشبرانگیز است. و اَوِستا، در آنجا است که یَمَه خَشِئتَه (جمشید) بهشت آسایش (وَر جمکرد) و ناز و نوش خود را پی افکند و در آنجا زردشت دیده به جهان کشود. 1) ایرانویجه و رود داییتی (جایگاه اقامت و زندگی یَمَه هُورمک – جمشید یا کیومرث- و جایگاه گفتگوی وی با اهورا مزدا و جایگاه «ور جمکرد» – نخستین شهر و پناهگاه ساخته شده توسط جمشید- و نخستین ستایشگاه جمشید و زردشت). او در نامهای به یکی از ناشرها نوشته بود که از عدد دوازده به این دلیل استفاده کرده که در یک روز دوازده ساعت وجود دارد و این رمان داستان آخرین روز زندگی یک افسر دولتی سابق معتاد به الکل را تعریف میکند.

«وجود دولت­هاي قوي در افغانستان خود دليل وجود فرهنگ و تمدني قديمي و نشانة حضور اجتماعات انساني در دوره­هاي قديمي­تر است. به نظر «نِلدكه»: «اشاراتي در نوشته­هاي مقدس ايرانيان و ساير علامات ما را به قبول اين امر نزديك مي­كند كه دولتي بسيار قديمي در بلخ (سرزمين باختران) در آن طرف فلات وجود داشته است و تقريباً در آنجا مي­بايست فرهنگي عالي رشد كرده باشد.» در اين نكته كه ويشتاسب- حامي و اشاعه دهندة آيين زرتشت- بر باختر باستاني (باكتريا و هيرگان) كه بخشي از سرزمين آسياي ميانه است، فرمان مي­راند، كسي ترديد ندارد.

دیدگاهتان را بنویسید